نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
43
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
ستيغهايى است كه تند و بلند پشتدرپشت يا بر روى هم توده شده و همچون تنديس الهگان و ديوان ، منظرى عجيب و شگفتىبرانگيز دارد ؛ بر آن حيوانى دشتى نمىرود و پرندهاى نمىنشيند . پس ، چشمهسارى هم از ميان اين سنگها سر برنمىزند . اگر آب اندكى هم از دل سنگها بيرون آيد يا شور است يا چنان اندك كه زود به بستر بيابان مىنشيند و جويبارى از آن سر نمىگيرد . پس آب دشوارياب است . از اينرو است كه آثار و نشانه زندگى و آبادانى كمياب است ، چنانكه يك ده تا روستاى ديگر ده ميل و تا آبادى ديگر پنج ميل فاصله دارد . در فاصله اين روستاها و آبادىها جاىجاى گروههاى كوچك چادرنشين مىبينيم كه با دام خود در پى آب و سبزه در كوچاند . آبيارى با قنات در ساختن ده و مزرعه ، يافتن و آوردن آب عمدهء كار است . شيوهء آبرسانى چنين است كه در كوهپايه ، چاههاى آزمايشى مىكنند و چون چاهى به آب برسد و نشانه آبدهى داشته باشد از آنجا تا ده يا آبادى به فاصلههاى معين چاه مىزنند و ته اين چاهها را با كندن آبراهى به هم متصل مىكنند تا اين آبراه به زمين هموار [ مظهر قنات ] برسد ، و بدينگونه آب را به سوى روستا و كشت خود هدايت مىكنند . اما اگر از بخت بد آب خشك بشود ، ديگر اين آبراه بسته و متروك مىشود و آبادى ديروز به صورت ويرانهاى در دشت باز مىماند . چنين است كه در اين سرزمين اگر گذرمان به جايى بيفتد كه چاههاى ويران و متروك زياد دارد ، به يقين در آن نزديكى خانه و روستاى ويران بسيار مىبينيم . جنوب تشنه و شمال سرسبز از بوشهر تا تهران حدود 360 « رى » [ ميل ژاپنى - 1440 كيلومتر ] است . در سراسر اين راه كه از آن گذشتيم ، آب روانى كه بتوان آن را رودخانه ناميد فقط در پنج يا شش جا بود ( جز جويبارهاى كوهستانى و ميان درهها ) . ديگر رودخانههاى نسبة بزرگ سه يا چهار تا است . اما اينها براى آبيارى كردن دشتهاى وسيع كافى نيست . اراضى كموبيش خوب براى زراعت فقط در شيراز و اصفهان هست . نيز ، در مركز ايران آبرسانى و آبيارى كار سختى است ؛ و از اينرو ، كشت و زرع كمتر ديده مىشود . اما از كوهستان البرز در شمال تهران كه گذشتم و به دو ولايت گيلان و مازندران رسيدم ، ديدم كه آب از البرز روان است و رود و جويبار در هر سو جارى است . اينجا درختان انبوه شده و برنج و سبزى فراوان است و به راستى منبع نعمت است .